فوت مادربزرگم - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 21:55
دوشنبه صبح که فرشید رفته بود میدان و منم خوابم برده بود تا 9 بیدارشدم سماور روشن کردم و دیدم تلفنم زنگ میخوره مامانم بود گفت مادربزرگم فوت شده تمام بدنم شروع به لرزش کرد شوکه شدم ارامش نداشتم دیلانم بیدار شد دیلان بردم پایین سپردمش به مادرشوهرم تا یه کم حالم بهتر شه اومدم بالا حالم بد بود یه کم گریه